درباره ما

سلام. سعي ميكنم تمامي مطالبي كه در اين وب مطرح ميشود مورد پسند شما واقع شود.
اگه دوست داريد من بنويسم نظر بديدتا انگيزه پيدا كنم.
دوستان براي پاسخ سوالات خود به قسمت نظرات رفته و پاسخ سوال خود را مشاهده كنيد.
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

نویسندگان
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی

کودکی هایم اتاقی ساده بود...

قصه ای دور اجاقی ساده بود

 

شب که می شد نقش ها جان می گرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود

 

می شدم پروانه خوابم می پرید

خوابهایم اتفاقی، ساده بود...

 

قهر می کردم به شوق آشتی

عشق هایم اشتیاقی ساده بود

 

ساده بودن عادتی مشکل نبود

سختی نان بود و باقی ساده بود...






موضوع : شعر ,

    

همراه بسیار است، اما همدمی نیست
مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست

 دلبسته اندوه دامنگیر خود باش
از عالم غم دلرباتر عالمی نیست

کار بزرگ خویش را کوچک مپندار
از دوست، دشمن ساختن کار کمی نیست

 چشمی حقیقت بین کنار کعبه می گفت
«انسان» فراوان است، اما «آدمی» نیست

در فکر فتح قله قافم که آنجاست
جایی که تا امروز برآن پرچمی نیست





موضوع : شعر ,

معلم پای تخته داد میزد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

ولی آخر کلاسیها

لواشک بین خود تقسیم می کردند

وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد

برای اینکه بیخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پایان

تساویهای جبری را نشان می‌داد

با خطی ناخوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاریک

غمگین بود
 
تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است

از میان جمع شاگردان یکی‌برخاست

همیشه
 
 یک نفر باید بپاخیزد....
 
به آرامی سخن سر داد:
 
تساوی اشتباهی فاحش و محض است

نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و

معلم مات بر جا ماند

و او پرسید : اگر یک فرد انسان ، واحد یک بود

آیا یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سوالی سخت

معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت:

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه صورت نقره گون ، چون قرص مه می‌داشت بالا بود

وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

این تساوی زیر و رو می شد

حال می‌پرسم یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گردید؟

یا چه‌کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌گشت؟

یا که زیر ضربه شلاق له می‌گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟

معلم ناله‌آسا گفت:

بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست...






موضوع : كوتاه اما مفيد ,

پروردگارا 

             

داده هایت ، نداده هایت و گرفته هایت را شکر می گویم

                            

       چون داده هایت نعمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است.

                                                         

 

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
که تنها دل من ؛ دل نیست

 




موضوع : حرف دل ,

در مقاله قبل(منجیان هالیودی قسمت اول)، مطالبي را درمورد فعاليت غرب وسينماي هاليوود دربارة منجي آخرالزمان، بيان داشتيم و گفتيم رسانه‌هاي غربي از جمله «هاليوود» که به تأثير سينما در فرهنگ سازي و تغيير مباني فکري و اعتقادي جوامع پي برده‌اند، به سرعت شروع به ساخت و تهيه فيلم‌هايي با موضوع آخرالزمان و ظهور منجي نموده‌اند. در اين مقاله به محورهايي از اين فعاليت‌ها اشاره ‌مي‌نماييم:



غرب به دنبال القاي اين نكته است كه نيروي برتر در مقابله با «آخرالزمان»، آمريکا و تکنولوژي اوست و در صورت وقوع خطر، يک قهرمان آمريکايي دنيا را نجات خواهد داد. 1- القاء برتري غرب و مرعوب ساختن ديگران با بزرگنمايي تكنولوژي

اين قهرمان، بر بلاياي طبيعي هم غلبه مي کند و در واقع از دست طبيعت هم کاري ساخته نيست تا جلوي تکنولوژي آمريکا بايستد و هيچ كس نمي‌تواند با اين قدرت برتر مبارزه كند. نشان دادن اين مسأله در فيلم‌ها، موجب مي شود که جهان سوم به نوعي در مقابل اين تکنولوژي مرعوب و منفعل شده و خلاقيت و توانايي خود را ناديده بگيرد و تنها، مصرف کننده تکنولوژي خارجي باشد و نه توليد کننده آن. چرا كه غرب به خوبي مي داند که توليد فکر، انديشه و در نهايت فناوري، منجر به قدرت مسلمانان خواهد شد.
2- خطرناك جلوه دادن مسلمانان و ايجاد نفرت نسبت به آنان
در واقع، غرب به اهميت موعود براي مسلمانان پي برده و حدس مي زند که اين واقعه نزديک است. بنابراين مي خواهد نوعي آمادگي در مردم خود ايجاد کند. نمونه‌هاي ذيل در همين راستا مي‌باشد:
الف) فيلم پيشگويي‌هاي نوسترا داموس يا مردي كه فردا را ديد؛
«اورسون ولز» کارگردان يهودي و مشهور سينماي هاليوود که فيلم« همشهري کين» او در زمره بهترين فيلم هاي دنيا جاي گرفته بود، در فيلم پيشگويي هاي « نوسترآداموس» يا «مردي كه فردا را ديد» به عنوان گوينده مطالب نادرستي را القا مي‌كند. در اين فيلم کسي كه نام آخرين پيامبر را برخود دارد و مسلمان است، خطرناك معرفي مي‌شود و به حدي کشتار مي کند و برخوردي وحشيانه با افراد دارد که عملا هر کسي از او منتفر خواهد شد. لباس او عربي است و دستاري بر سر دارد! پيام کلّي فيلم آن است که اين رهبر مسلمانان، فرد محبوبي نخواهد بود و بالاخره توسط غرب شكست خواهد خورد. بعد، براي تأكيد اينكه مسلمانان باعث تهديد جهان‌اند؛ به صراحت مطرح مي‌كند: « ميليون‌ها مسلمان در خاورميانه وجود دارند که ثروت عظيمي از گاز و نفت و ذخاير طبيعي را در اختيار دارند و اخيراً به ارزش هاي اسلامي خود پي برده‌اند كه براي صلح جهاني خطرناکند».
ب) بازيِ يا مهدي:
بازي کامپيوتري « يا مهدي» نيز با همان رويکرد بالا، موجب ايجاد نفرت از ظهور منجي مي‌شود. اين بازي با همين نام در ميان افرادي که چندان اطلاعي از نحوه ظهور حضرت ومباني اعتقادي شيعه نداشتند، منتشر شد. [1][1]
3- هضم فرهنگ‌ها در فرهنگ غربي
به اين موارد توجه كنيد:
الف) هري پاتر؛ يکي از سينماگران غربي درباره پديده «هري پاتر» گفته است: هري پاتر قرار است مسأله پيچيده فردا (آينده) را براي ما و کشورهايي که به آنها در حال توسعه مي گويند، حل کند به اين وسيله، اين منجي غرب نقاط مشترکي بين نوجوانان خودمان و بقيه پديد مي‌آورد و ما هم مي توانيم دقيق تر درباره ايده هايمان با يک زبان بين المللي حرف بزنيم.
هري پاتر خود يک جادوگر است، اما نه يک جادوگر منفي و ظالم، او نوجواني است با ويژگي معمولي همه نوجوان هاي دنيا با اين تفاوت که به مدرسه جادوگري مي‌رود. اين شخصيت، بدون مرز است، چرا كه با وجود همه تفاوت هاي فرهنگي بين کشورها، مدرسه‌ها در سرتاسر دنيا يک قوانين ثابت دارند. با فيلم هاي «ارباب حلقه‌ها» و «هري پاتر»، جهاني سازي خيلي راحت تر اتفاق مي‌افتد.
با اين توضيحات ديديد که منجي مورد نظر غرب، هيچ شباهتي به منجي واقعي ندارد. آنان سعي دارند غرب و صهيونيسم را به عنوان منجي معرفي کنند و ذهن مردم را در آن غرق سازند.
توجه!
ما چه کرده‌ايم؟ چقدر انتظار و ظهور منجي خود را در فيلم‌هايمان به تصوير کشيده‌ايم؟
دكتر حسن بلخاري، متخصّص سينما و رسانه در اين باره چنين مي‌گويد:
در دانشگاه‌هاي ما براي دانشجويان هنر به ويژه سينما که يک هنر صنعتي کاملا وارداتي است، فقط آموزه‌هاي غربي و تکنولوژي آنها تدريس مي‌شود. بنابراين دانشجويان، تکنيک را از غرب مي‌گيرند؛ تا اين جا مشکلي نيست، اما غرب به قدري در اين زمينه عميق کار کرده که تنها عده کمي مي‌توانند فقط تکنيک را بگيرند و محتوا را نگيرند.
يک راهکار!
کساني که به اين عرصه پا مي‌گذارند، بايد خودسازي فرهنگي، ملّي و ديني کرده باشند تا تحت تاثير آن تکنولوژي و روحش قرار نگيرند و مرعوب آن نشوند!
پيشنهاد مي‌شود: « يک تيم متخصص حوزوي و دانشگاهي، محورهاي مهم و محتوا را از منابع اصيل اسلامي استخراج کند و تيم متعهد ديگري که دست اندر كار هنر و سينماست اين معنا را به تصوير بکشد. تاريخ و تجربه نشان داده است که تلفيق تعهد و تخصص بسيار كارساز است.»
1.براي اطلاعات بيشتر رجوع  كنيد به فصلنامه انتظار، شماره 5، مقاله مهدي انكاري و انتظار ستيزي، محمد صابر جعفري؛ نرم افزار غرب و مهدويت، نقد فيلم مردي كه فردا را ديد.




موضوع : هاليوود ,


منجيان هاليوودي (قسمت اول)



« مي گويند سازمان سيا در پرونده حضرت مهدي ، فقط عکس ايشان را کم دارد. در واقع آنها به اهميت ايشان براي مسلمانان پي برده اند و حدس مي زنند که اين واقعه نزديک است»
به تصوير کشيدن مباني معنوي و مذهبي و شخصيت هاي قدسي هنر خاصي را مي طلبد که فقط هنرمندان سليم النفس و متعهد مي توانند از عهده آن برآيند. هنر سينما که اصالت و اساس آن بر تصوير است ، به عکس ديگر هنرها، مشکل تر مي تواند چنين مفاهيمي را به زبان خود ترجمه کند، به گونه اي که به اين مفاهيم لطمه نخورد.
در عين حال بايد گفت: مؤثرترين روش براي ماندگار ساختن مفاهيم مذهبي و ديني به تصوير کشيدن آن ها است.

امريکا
جنگ خليج فارس را به مدد رسانه هاي تصويري و سينما به راه انداخت. جنگ عراق را نيز همين طور با ساختن يک دروغ ساده که صدام سلاحهاي هسته اي يا کشتار جمعي دارد و به شدت براي امنيت ما خطرناک است.تمام اين بدبختي ها، لشکر کشي و قتل وتجاوز براي يک دروغ بود؛ دروغي که از فرط تکرار به وسيله رسانه هاي گوناگون و به ويژه سينما حقيقي جلوه داده مي شودتا جنگ عراق را توجيه کند يا براي مثال مي خواهد با دروغي بزرگتر که کاملا تخيلي و غير واقعي است مثل حمله فضايي ها به زمين وايجاد نگراني در مردم در اين مورد به واسطه فيلم هاي سينمايي مثل جنگ ستارگان و از اين قبيل، توجيه کند که بايد تسليحات خود را افزايش دهيم تا خطر حمله فضايي ها کاهش يابد! يا با اين توجيه که ما از شر سارقان، تبهکاران و قاتلان در امان نيستيم، بايد مثل آب خوردن مجوز حمل يا خريد اسلحه به مردم بدهيم، حتي به کودکان ! مثل فيلم« بولينگ براي کلمباين» مايکل مور که چندي پيش از طريق شبکه اول سيما به نمايش در آمد.

 درانتظار منجي
تمام اديان الاهي و غير الاهي به آخرالزمان و اين که روزي همه شر درمقابل همه خوبي       مي ايستد، معتقدند و انتظار ظهور منجي را مي شکند.
بودايي ها و هندوها منتظر آمدن(گوتمه) يا بوداي پنجم هستند. زرتشتي ها در انتظار سوشيانت (يا سوشيانس) و مسيحيان هم معتقدند که حضرت عيسي دوباره از اورشليم و بيت المقدس ظهور مي کند. يهودي ها هم مي گويند عيساي واقعي هنوز نيامده است؛ اما مسلمانان شيعه و سني در انتظار ظهور مهدي صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هستند ؛البته با يک تفاوت با اديان ديگر. آنها منجي شان از آسمان ظهور مي کند و فقط در همان ظهور به ميان مردم مي آيد؛ اما منجي ما مسلمانان هم اکنون ميان مردم زندگي و در مشکلات وسختي ها همراهيشان مي کند. منجي ما عمر هزارساله دارد و پنهان از ديد مردم است؛ اما زنده است. و همه اکنون هم از او مدد مي گيرند. و زمينه را براي ظهور حضرتش فراهم مي سازد؛ در حاليکه انتظار اديان ديگر در زندگي معمولشان جلوه اي ندارد.
جالب است بدانيد که تاثير فرهنگ انتظار زماني براي غرب مشخص شده و او را به وحشت از منجي ما انداخت که انقلاب اسلامي پيروز شد و جلوه هاي حضور وياري حضرت در پيروزي انقلاب و زمان جنگ تحميلي بيش تر نمود يافت.
غرب دانست که چيزي غير از امکانات و تجهيزات نظامي و تکنولوژي هم وجوددارد که ضمن بسيج مردم اين نيرو را به آن ها مي بخشد که در جبهه هاي نبرد براي شهادت و کشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگيرند.
به واسطه همين حيرت بود که براي شناخت فرهنگ انتظار و عامل ايجاد اين ايمان قوي در سال 198 عجل الله تعالي فرجه الشريف م کنفرانس در فلسطين اشغالي و شهر تل آويو برگزار شد تا به تاثير اعتقاد به مهدويت ميان مسلمان به ويژه شيعيان بپردازد. در اين کنفرانس، به اين نتيجه رسيدند که هويت سياسي شيعه و عامل کاميابي آن اعتقاد به مهدي(عج) است و گفتند:« اين ها به اسم امام حسين(ع) قيام مي کنند و به اسم امام زمان(عج) قيامشان را حفظ مي کنند».
از ان پس بود که هاليوود توجهش به اين منجي جلب شده و اهميت آن رادرک کرد. او تاثير مهدويت را در تعارض با خواسته هاي خود ديد و سعي کرد ضد آن فيلم بسازد و ماجرا را به گونه اي ديگر جلوه دهد.
غربي ها معتقدند:« اگر بتوانيد آينده را پش بيني کنيد، خودتان هم مي توانيد آن را بسازيد».

هاليوود که به تاثير تصوير در فرهنگ سازي و تغيير مباني فکري و اعتقادي جوامع ايمان آورده بود، به سرعت به ساخت و تهيه فيلم هايي دست زد که به نوعي به آخرالزمان و ظهور منجي مي پرداخت.
موضوع مهمي که همواره دستمايه هاليوود بوده ، ايجاد جّو ناامني و اضطراب و وحشت(ترور) است که مقدمه اي براي پذيرش قدرت برتر و حاکميت خشن و بي رحمانه به شمار مي رود.
اين اتفاق يکي از سرفصل هاي راهبرد فرهنگي است که در بعضي ازاين فيلم ها دنيا به پايان خود مي-رسد و چيزي جز انهدام گسترده و نابودي نسل بشر باقي نمي ماند.
فيلم « نوستر آداموس» مردي که مي آيد و « روز بعد  » نمونه از اين فيلم ها هستند، درحالي که در بعضي ديگر، افرادي باقي مي مانند که در زندگي دوباره به تجديد تلاش و ايجاد حکومت صيهونيست مي پردازند. مانندفيلم « حکومت آتش» ، « نبرد آخر» ، « روز استقلال» و « آرماگدون».
هاليوود با ساخت اين فيلم ها قصد دارد ترس ووحشت ناشناخته و هولناک و عظيمي را درديدگان مخاطب ساده و بي دفاع خود ماندگار سازد تا تعابير اصلي آخرالزمان ناشي از کتب غير آسماني مانند تلمود را به خورد مخاطب دهد.
نشريه امان زمان تلاش خواهد کرد در شماره هاي بعدي مجله به بررسي ابعاد هر يک از اين آثار و فيلم ها بپردازد و خوانندگان عزيز را بيشتر در جريان تلاش غرب براي به چالش کشيدن موضوع مهدويت ، قرار دهد.

برگرفته از كتاب پيشگويي و آخرالزمان ، جمعي از نويسندگان




موضوع : هاليوود ,


: